اولین دل آرامی
روز شنبه 18 ارديبهشت رفتيم پيش همكار بابا زالي. خانم دكتر عارفي راديولوژيست. بالاخره بايد مي فهميديم اوضاع چه جوري شده. اونجا براي اولين بار تورو ديدم. قد يه بند انگشت بودي. تازه بابا زالي هم تونست صداي قلبت رو بشنوه.(البته چون اسپيكر اونور اتاق بود من نتونستم بشنوم). ناز شستت خانم دكتر! گفتن تو تا اينجا سالمي. 8هفته و 5روزت بود. اونروز خيلي روز قشنگي بود. عزيزترينم! اين شكلي بودي! ...


