اولین دلهره
بعدش ..
فردا صبح رفتم خونه مامان هنگامه(مامان خودم) بهش گفتم.به شدت تعجب کرد! به هیچکی نگفتیم تا پنجشنبه که رفتم آزمایش خون دادم فهمیدم بله... یه جوجویی تو راهه! جمعه رفتم اولین سونوگرافیم رو دادم. ٢ساعت تو صف نشستم. وقتی سونو شدم خانم دکتره گفت که کیسه حاملگی هست ولی جنینی توش نیست! اوا..... (١)
حالا بیا و درستش کن.. یعنی چی ... شب رفتم دکتر.. گفت احتمالا بچه ای وجود نداره و سقط می شه و... مگه اینکه ..
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین دلهره
